counter create hit
مطالب مرتبط:
دیدار وزیر خارجه ونزوئلا با ظریف

دیدار وزیر خارجه ونزوئلا با ظریف

به گزارش جهان نیوز، در این دیدار طیف وسیعی از موضوعات در روابط دو جانبه و مسائل منطقه ای و بین المللی مورد گفتگو و تبادل نظر قرار گرفت. بررسی و مرور روابط دو جانبه بویژه در حوزه اقتصادی ، تحریم ها و مداخلات آمریکا علیه کشورهای مستقل، بازار نفت، مسایل آمری ...

مدیر جدید روابط عمومی فدراسیون والیبال معرفی شد

سید امیر حسینی با حکم احمد ضیایی به عنوان مدیر جدید روابط عمومی فدراسیون والیبال انتخاب شد. برای این همکار رسانه ای آرزوی موفقیت می کند. پیش از این حمید احمدی نیا این مسئولیت را برعهده داشت که پارس فوتبال برای وی هم آرزوی موفقیت دارد. ...

تلاش برای زندگی اسکریپال و دخترش در آمریکا با هویت جدید

نشریه ساندی تایمز از اسکان سرگئی اسکریپال، جاسوس دوجانبه روس و دخترش با هویت جدید در آمریکا خبر داد.

تصاویر نیلوفر رجایی فر بازیگر 25 ساله جوان + بیوگرافی و زندگی شخصی او

تصاویر نیلوفر رجایی فر بازیگر 25 ساله جوان + بیوگرافی و زندگی شخصی او

تصاویر نیلوفر رجایی فر بازیگر 25 ساله جوان بازیگر جدید سریال پایتخت 5 در نقش الیزابت ” نیلوفر رجایی فر ” مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.نیلوفر رجایی فر زن چشم رنگی سریال پایتخت که نقش الیزابت زن داعشی را بازی میکند یک فیزیکدان ایرانیست. ...

6روز زندگی،4سال به دنبال طلاق/ مرد،هزینه عروسی و17سکه مهریه و پول یک دستبند را گرفت و طلاق داد

ایران نوشت:یکی از روزهای پایان سال که بیشتر خانواده های تهرانی درگیر خانه تکانی و خرید شب عید بودند، «یاسمن» و «خسرو» همراه اعضای خانواده و وکلایشان به شعبه 276 آمده بودند، البته این زوج بار اولشان نبود که به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند،چراکه از چهار سال پیش یکی ا ...

ظریف در تشریح اهداف سفرش به چهار کشور آفریقایی و آمریکای جنوبی:تقویت روابط دوجانه و تقویت روابط اقتصادی را در دستور کار داریم

وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران در تشریح اهداف سفرش به چهار کشور آفریقایی و آمریکای جنوبی در جمع خبرنگاران ایرانی حاضر در سنگال، گفت: در ...

میلیونرهای جهان کجا زندگی می کنند؟

تعداد میلیونرهای جهان رو به افزایش است به طوری که در سال ۲۰۱۷، هر دو دقیقه یک میلیونر جدید به تعداد میلیونرهای جهان افزوده شد. بین سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ تعداد میلیونرهای جهان ۳۶ درصد افزایش یافت و به ۱۳ میلیون نفر رسید. ...

تاثیر امید و امیدواری در زندگی

امید و احساس امیدواری در زندگی بهترین حسی است که شما میتوانید آنرا با تمرین به دست آورید. به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ احساس امید زمانی روی می دهد که فرد فکر می کند انگیزه و اراده لازم برای حرکت در مسیرهای انتخاب شده را برای رسیدن به اهداف مط ...

هر سه دقیقه یک طلاق؛ برای این فاجعه چه کسی پاسخگوست؟!

نسبت طلاق ها به ازدواج های ثبت شده در یک سال به ۲۹ درصد رسیده که بالاترین آمار در تاریخ ثبت احوال ایران از سال ۱۳۴۴ است و رکود محسوب می شود. رکوردی البته از نوع نامطلوب که نشان می دهد، در هر دقیقه (به طور دقیق تر، هر ۵۱ ثانیه) یک ازدواج در کشورمان به ثبت می رسد ...

رازهای زندگی مشترک، معرفی کتاب

لطفا کتابی در مورد معیار انتخاب همسر معرفی کنید.

علت بی توجهی همسر، چرا با همه قهر میکنه؟

انتقال ناراحتی های زناشویی به سایر اطرافیان بسیار بد و ناپسند است چون باعث می شود که اختلافات نه چندان جدی زوجین مورد توجه والدین دو طرف قرار بگیرد.

تغذیه در روابط زناشویی، نقشی دارد؟

گوشت گوسفند مهم ترین غذایی است که به راحتی می ­توانید در برنامه­ غذایی قرارش دهید.

عشق شرقی با «در انتظار گودو» تلفیق شد

نمایش «عشق شرقی گودو» اثری است که از ۲۶ فروردین در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود و به گفته کارگردان آن، تلفیقی از سلوک عشق در شرق و تم نمایشنامه «در انتظار گودو» است. ...

ماجرای تلخ چهار سال رابطه نامشروع با وعده پوچ ازدواج!

هنوز یک ماه از این دوستی خیابانی نگذشته بود که او مرا با ترفند صحبت برای آینده به منزل مجردی یکی از بستگانش کشاند... نوشته ماجرای تلخ چهار سال رابطه نامشروع با وعده پوچ ازدواج! اولین بار در حوادث روز. پدیدار شد. ...

با عشق زندگی رویای کار و یا ازدواج/ شوهر من بیننده در یک دختر اما..! عکس:

با سودای زندگی رؤیایی با همسن مادرش ازدواج کرد / شوهرم عاشـق یک دختر شده اما..! + عکس

مرد جوان که وارد زندگی رویایی به خارج از کشور, سن مادرش ازدواج به دنبال آشنایی با یک دختر جوان دل بسته بود.مدرن و در عین حال برای پیدا کردن عشق واقعی در زندگی خود راه دادگاه خانواده که ازدواج قبلی پایان. گزارش اخبار در صبح سرد زمستان سرد است. هنگامی که با فایل ها در زمان شعبه 276 به پایان است. منشی دادگاه به اطلاع قاضی گفت که این زن "طلاق با توافق". در نتیجه با قاضی سفارش"غلامرضا احمدی" در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گل ... خوش آمدید به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.   بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید یک طلاق؟"زن جواب داد: "زمان نمی خواهد یک ازدواج مصلحتی است طلاق مجلس است." بلافاصله یک مرد جوان گفت: "همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله...»   و زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.» ...و مرد دوباره گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»     پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به 4 سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و... همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»     اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه 1343 سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هم تازه عروس 50 ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و...»     قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟» مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»   قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟» و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.   قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟» مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»   قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و... را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند. وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»